العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
208
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
مؤمنى عذاب ندارد و به او فقط ثواب داده مىشود . عدهاى ديگر ميگويند چنين نيست بلكه چنين مؤمنى هم ثواب دارد ( مقابل اعمال حسنهاش ) و در مقابل گناهش هم عقاب مىشود . اما معتزله ثبوت كيفر و پاداش را هم از جهت عقل و هم از نظر دليل نقلى معتقد و قائل باستحقاق چنين شخصى هستند از نظر عقلى باعتبار حسن و قبح عقلى كه در محل خود ثابت شده ميگويند و از نظر دليل نقلى باعتبار آيات وعده و وعيد كه براى اعمال حسنه وعده ثواب داده و براى اعمال سيئه كيفر مقرر داشته است . و اما اشاعره كه منكر حسن و قبح عقلى هستند ميگويند خدا مالك على الاطلاق است و چيزى بر خدا لازم و واجب نيست بنا بر اين انسان مكلف استحقاق ثواب و حق پاداش بر خدا ندارند حال اگر خداوند متعال ثوابى عنايت كرد از جهت فضل و كرم او است و اگر بندهاش را عقاب نمود از جهت عدل او است بلكه مطلب بالاتر از اين است كه اگر مطيع را عقاب كند و عاصى و گنهكار را ثواب دهد هيچ مانعى ندارد و خلاصه مطلب اينكه معتزله عقيده دارند مؤمنى كه مرتكب گناهان كبيره شده و بدون توبه از دنيا رفته استحقاق خلود و هميشه در آتش بودن را دارد ولى عذاب و عقابش سبكتر از عقاب كفار است . اما اصل استحقاق از جهت تخلف و تمرد از امر پروردگار و اما مخلد بودنش در دوزخ از جهت عموماتى كه در قرآن و سنت وارد شده نظر آيه وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها سوره جن 23 و آيه وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها سورهء نساء 14 آن كس كه از حدود و مقررات الهى تعدى و تجاوز نمايد خداوند او را بطور خلود و هميشگى در آتش وارد مينمايد . و اين آيات را غير طائفه معتزله تاويل نمودهاند كه منظور از معصيت و گناه كفر است نه هر معصيتى و يا مقصود از خلود ماندن خيلى زياد و طولانى است نه هميشگى و ابدى . و از اين جهت نظر قاطع دادهاند كه يك گناه كبيره همه طاعات را حبط و نابود مينمايد چون خلودى كه در اين آيات به آن وعده شده است مستلزم حبط است . اين نظر اكثر و جمهور معتزله است در اصل احباط . و در ضمن گروه حبائيين از اشاعره ابو على و پسرش ابو هاشم مطابق نقل آمدى شرط حبط را كثرت عمل دانستهاند به اين معنا كه اگر اعمال سيئه و گناه بيشتر از طاعاتش باشد معصيتها طاعتها را حبط مينمايد و بالعكس ولى در عين حال پدر و پسر در جهت ديگر اختلافى با هم دارند ابو على ميگويد هر يك از اين دو نحو عمل كه ناقص باشد به كلى حبط مىشود و عمل زائد و بيشتر بدون كم و كاست محفوظ ميماند و چيزى از او كم نميشود و ابو هاشم ميگويد آن مقدار كه با عمل كمتر برابرى دارد از عمل بيشتر كسر شده و فقط مقدار اضافه باقى ميماند . پس از روشن شدن